جستجو
این کادر جستجو را ببندید.

 

آیا با اینکه می دانید می توان به فردی اعتماد کرد، اما بازهم قادر به اعتماد کردن نیستید؟

نکات کلیدی

  • افرادی که دارای طرحواره بی اعتمادی/بدرفتاری هستند، قوانینی را از آنچه به عنوان دنیایی ظالمانه، پست و توهین آمیز تجربه کرده اند، یاد گرفته اند.
  • با این طرحواره، مغز فرد روابط را یک تهدید بالقوه در نظر می گیرد، بنابراین پاسخ استرس را روشن نگه می دارد.
  • کلید بهبودی در طرحواره بی اعتمادی/بدرفتاری این است که مغز خود را آموزش دهید تا بفهمد شما دیگر کودکی ناتوان نیستید.
طرحواره بی‌اعتمادی

این مقاله بخشی از طرحواره‌ها یعنی قسمتی از 18 طرحواره‌ای را که در ابتدا توسط جفری یانگ بیان شده بود، پوشش می‌دهد. اما من در این مقاله علاوه بر تعاریف اصلی یانگ، بر اساس تجربه بالینی خودم، برداشت شخصیم را از این مفاهیم ارائه می‌دهم. برای اطلاعات بیشتر در مورد سایر طرحواره ها، که من آن را DNA شخصیت شما می نامم،این جا کلیک کنید. این مجموعه توصیف می کند که داشتن هر طرحواره چه ویژگی هایی دارد، چگونه به آن توجه کنید و چگونه آن را مدیریت کنید.

طرحواره بی اعتمادی/بدرفتاری

مایلم به این نکته اشاره کنم که طرحواره ها همان چیزی است که ما در کودکی به عنوان «قوانین» نحوه عملکرد جهان، نحوه عملکرد روابط، نحوه بقای ما و اغلب احساسی که نسبت به خودمان داشته باشیم، در نظر می گیریم. افرادی که طرحواره بی اعتمادی/بدرفتاری دارند، قوانینی را از آنچه به عنوان دنیایی ظالمانه، پست و توهین آمیز تجربه کرده اند، آموخته اند. این تجربه در روابط آزاردهنده اولیه با والدین، بزرگسالان و مراقبان در موقعیت‌های بی‌توجهی و سوء استفاده فیزیکی، عاطفی و با جنسی، و قطعاً رفتار غیرانسانی و استثمارگرانه در طول زمان شکل می‌گیرد.

مهم است که بدانیم این طرحواره چقدر می تواند در تجربه کودک همه جانبه باشد. هنگامی که علائم ترومای پیچیده را به این ترکیب اضافه می کنید، حتی زمانی که کودک شروع به رشد در سنین نوجوانی می کند، فرار از تجربه مکرر احساس مورد ظلم قرار گرفتن و بدرفتاری بسیار دشوار است. انگار که سرنوشت دقیقا همین را برای آن فرد در نظر گرفته است، مانند این است که جهان اینگونه است: مکانی بی رحم و آزاردهنده. هیچ راه فراری وجود ندارد، بنابراین شما باید همواره خود را وفق دهید.

این یک طرح واره سخت و دردناک است و اغلب بزرگسالان از داشتن آن بی خبرند.

پس چطور می توان آن را شناخت؟!

داستان از این قرار است، افرادی که این طرحواره را دارند در بزرگسالی و بعد از مستقل شدن اینطور تصور می کنند که “خطر تمام شده است” بنابراین مجبور نیستم به جهانی که توسط بزرگسالان آزاردهنده و غیرقابل اعتماد اداره می شود تکیه کنم و می توانم از خودم مراقبت کنم.

با اینکه تا اینجای کار همه چیز خوب و درست بنظر می رسد اما اگر شما این طرحواره را دارید، همچنان به طور شهودی بر اساس قوانینی که در دوران رشد آموخته اید عمل می کنید. پس مغز شما روابط را به عنوان یک تهدید بالقوه در نظر می گیرد، بنابراین پاسخ استرس را روشن نگه می دارد. اگر کسی را به عنوان یک تهدید بالقوه می بینید، باور کردن یا حتی دیدن ژست های خوبی که ممکن است به شما انجام دهد سخت تر است. مثل این است که به عنوان یک بزرگسال، برای زمانی که مردم با شما خوب و مطمئن رفتار می کنند، نقطه کوری ایجاد کرده اید. انگار چنین موقعیت هایی را اصلا نمی توانید ببینید و یا تجربه کنید و با اینکه  سعی دارید با روابط، میل و اشتیاق و نیازها کنار بیایید این نقطه کور که حاصل بار سنگین طرحواره است می تواند منجر به دوره های افسردگی یا اضطراب شود.

6 نشانه عمده طرحواره بی اعتمادی/بدرفتاری

  • شما در اعتماد کردن به افراد، حتی نزدیکانتان مانند شریک عاطفی یا همسرتان مشکل دارید. ممکن است اینگونه تصور کنید که آنها سعی دارند شما را کنترل کنند.
در روابط عاطفی مشکل دارید
  • شما معتقدید که مردم ذاتاً خودخواه هستند و اگر بتوانند نقطه ضعفی پیدا کنند، از آن به نفع خود سود خواهند برد.
  • از آنجایی که همه به طور بالقوه ممکن است آسیب رسان و غیرقابل اعتماد باشند اما بازهم شما تصمیم می گیرید که وارد رابطه شوید، حتی اگر او با شما بد رفتاری کند.
  • ممکن است وقتی با برخی افرادی که مناسب شما نیستند و نهایتا قرار است از آن ها آسیب ببینید اما بازهم رد فلگ ها و نشانه های خطر را نادیده بگیرید. که در چنین حالتی طبیعتا بی اعتمادی شما در پایان داستان تقویت خواهد شد.
  • شما ممکن است وارد شدن به روابط را مساوی با تسلیم شدن در برابر دیگران بدانید.
  • ممکن است گاهی حالت های سادیسم و آزارگر داشته باشید که وقتی آسیب می بینید به دیگران حمله می کند.

چگونه قدم های اولیه برای رهایی از این طرحواره را برداریم؟!

ایده رها کردن طرحواره بی اعتمادی/بدرفتاری می تواند بسیار شبیه به این باشد که به خودتان بگویید: “هی، چطور می توانی به صورتی کاملا بی دفاع و آسیب پذیر، وارد دنیایی شوی که عمیقاً به تو صدمه می زند؟”برای قسمت آمیگدال مغز شما، چنین اقدامی کاملا بی پروا به نظر می رسد.

 افراد مبتلا به این طرحواره اغلب حتی برای برقراری ارتباط عمیق با یک درمانگر نیز مشکل دارند، زیرا همانطور که درمانگر سعی می کند به آنها در ایجاد اعتماد کمک کند، آن ها بدون اینکه عمیقاً به یک رابطه قابل اعتماد اعتقاد داشته باشند، فقط با برنامه درمانی تا حدودی همراه می شوند. یک درمانگر باتجربه این نشانه‌ها را می‌بیند، به سرعت آهسته اعتماد کردن آن ها احترام می‌گذارد و خود را با قدم های مراجع هماهنگ می کند. به او کمک می‌کند تا آگاه‌تر شود و اعتماد را قدم به قدم، بدون شک و مراقبت افراطی، ایجاد می‌کند.

اعتماد

بحث در مورد طرحواره بی اعتمادی/بدرفتاری بدون بحث در مورد آسیب های پیچیده و این مقوله که افراد مبتلا به این طرحواره اغلب به دلیل چسبیدن به بقا، از احساسات و باورهای مثبت در مورد دنیا و آینده جدا می شوند، دشوار است. بنابراین ممکن است این تجربه را داشته باشید که آگاهانه بخواهید به همسرتان اعتماد کنید اما به دلیل اینکه نمی توانید این کار را کنید خود را مورد سرزنش قرار داده و احساس نقص کنید.

برای یافتن راهی امیدوارکننده برای خروج از طرحواره بی اعتمادی/بدرفتاری، دو هدف عمده وجود دارد:

 

  • آنچه در کودکی تجربه کرده و از سر گذرانده اید، لزوما قرار نیست به عنوان یک الگو و قانون در بزرگسالی سد راهتان شود.
  • سپس می‌توانید بر روی آموزش خود برای داشتن مرزهای متفاوت تمرکز کرده و این ایده را گاهی مورد آزمایش قرار دهید که می‌توانید پس از قضاوت خوب و مثبت در مورد شخصیت دیگران، ابتدا به آن ها اعتماد کنید.

البته که گفتنش برای من آسان است!

این دو هدف به طرز فریبنده‌ای ساده هستند، اما شامل تمرین های زیاد، برداشتن گام‌های و ریسک‌های کوچک با اعتماد به دیگران و سپس گذاشتن پرچم بر قله پیروزی‌ها هستند.

کودک آزاردیده

یک بینش اصلی که در این فرآیند باید رعایت شود این است که وقتی طرحواره بی اعتمادی/بدرفتاری شما فعال می شود، مثل این است که بخشی از مغز شما از دوران کودکی به عنوان یک حرکت محافظتی از خود، فعال شده است. این کودک آزار دیده، بخشی از مغز شما را در اختیار می گیرد. و وقتی خیلی عمیق با تجربه خطر دوران کودکی و از دست دادن کنترل و یا مشابه آن ها مواجه می شوید، انگار بخشی از شما دوباره به آن کودک ناتوان تبدیل می شود.

در چنین شرایطی احساس می‌کنید هیچ انتخابی برای مدیریت مرزهای رابطه‌تان ندارید.

ولی این کلید بهبودی است: مغز خود را آموزش دهید تا بفهمد دیگر کودکی ناتوان نیستید. شما باید یاد بگیرید که به عنوان یک بزرگسال با قدرت که انتخاب هایی دارد و می تواند از شما مراقبت کند، به خود اعتماد کنید.

شما باید به آن کودک آزار دیده کمک کنید تا ببیند شما یک فرد بالغ هستید، می توانید نه بگویید و می توانید خوبی، امنیت و عشق را به زندگی خود بیاورید.

در این مسیر من به عنوان یک فردی که قدم به قدم می توانید به او اعتماد کنید کنارتان هستم.

با ما تماس بگیرید.

 

تالیف و ترجمه در کلینیک تخصصی سرشت برساد

 

 

 

 

منابع:

https://www.psychologytoday.com/us/blog/flipping-out/202208/6-signs-mistrustabuse-schema

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *