جستجو
این کادر جستجو را ببندید.

زمان مطالعه: 12 دقیقه

چکیده مطلب

واکنش والدین نسبت به دروغگویی فرزندشان در قدم اول به این بستگی دارد که دروغ آن ها چقدر بد بوده و از کجا آمده است!

به عنوان مثال اگر کودکی هر از گاهی برای جلب توجه دروغ می گوید، بهتر است آن را نادیده بگیرید و ادامه دهید. در صورتی که این مسئله همچنان ادامه داشته باشد می توانید آن ها را صدا زده و بگویید: ” این داستانی که گفتی بنظر خیلی طولانی میاد. چرا دوباره تلاش می کنی به من بگی چه اتفاقی افتاده؟”

اما زمانی که کودکان بزرگتر در مورد مسائل جدی تر دروغ می گویند، مجازات و تنبیه آن ها بایستی متناسب با دروغشان باشد. اما قبل از این کار خود آن ها بایستی با چیزی که در موردش دروغ گفته اند کنار بیایند.

به عنوان مثال اگر فرزند شما کل طول هفته در مورد داشتن تکالیف دروغ گفته است از او بخواهید ابتدا همه این تکالیف را در دسته بندی هایی که خیلی خسته کننده نباشد انجام دهد. و در ادامه او بایستی با عواقبی مانند از دست دادن موقت تایم تماشای تلوزیون کنار بیاید.

موضوع مهم تر این است که برای جلوگیری از دروغگویی آن ها، به بچه ها اجازه دهید بدانند که اگر حقیقت را بگویند، با مشکل کمتری مواجه خواهند شد. سپس آن چه را که گفته اید عملی سازید. همچنین می توانید به فرزندتان فرصتی دوباره بدهید تا حقیقت را بگوید. چند دقیقه از او دور شوید و اجازه دهید دوباره به سوال شما پاسخ دهند.

از طرفی قرار دادن کودکان در تنگنای حقیقت می تواند آن ها را وادار به دروغگویی کند. پس اگر خودتان می دانید واقعا چه اتفاقی افتاده، نیازی نیست آن ها را مجبور به دروغ گفتن کنید. همراه آن ها به محل وقوع آن رویداد بروید و هر دو با آن چه رخ داده روبرو شوید.

وظیفه والدین در برابر دروغگویی فرزندشان

دکتر راس و دکتر بردی هر دو معتقد هستند که اول از همه مهم است که به کارکرد دروغ فکر کنیم.

بنابراین در فرم ارزیابی ما سوالات مهمی وجود دارد که والدین می توانند دروغ های کودک خود را توسط آن بررسی و ارزیابی کنند و این چیزی است که ما انتظار داریم حداقل 20 دقیقه زمان صرف آن شود. دروغ فرزند شما چه نوع دروغی بود؟ شرایط دروغ چه بود؟ به چه دلیل گفته شد و مواردی از این قبیل.

بنابراین درمان های رفتاری دروغگویی فرزندان به کارکردهای دروغ ها و شدت آن ها بستگی دارد. لذا والدین باید بدانند که هیچ دستورالعمل سختگیرانه و سریعی وجود ندارد و نهایتا سطوح مختلف دروغ است که ما را به پیامدهای متفاوت می رساند.

دروغ های سطح 1

وقتی صحبت از دروغ‌هایی با هدف جلب توجه به میان می‌آید، دکتر راس معتقد است که به طور کلی، بهتر است آن را نادیده بگیرید. به جای گفتن تند و پرخاشگرانه، «داری دروغ می گی. می دونم که این اتفاق برای تو نیفتاده است،» او رویکرد ملایم تری را پیشنهاد می کند که در آن والدین لزوماً به نتیجه حقیقی آنچه رخ داده نمی رسند، اما سعی نمی کنند توجه زیادی را نیز به آن موضوع جلب کنند.

این امر به ویژه زمانی صادق است که دروغ ناشی از اعتماد بنفس پایین باشد.

بنابراین اگر آن ها بگویند که :” امروز تو بازی فوتبال من 10 تا گل زدم و همه من را روی شانه هایشان بالا بردند و برایم هورا کشیدند” و شما فکر می کنید که این حقیقت ندارد، بهتر است سوالات بیشتری برای دنبال کردن مطلب نپرسید.

برای این نوع دروغ‌های سطح پایین که واقعاً به کسی آسیب نمی‌رسانند، اما رفتار خوبی هم نیستند، نادیده گرفتن و هدایت کردن به چیزی که می‌دانید واقعی‌تر است، کاری است که باید انجام دهید.

دروغ های سطح 2

در صورتی که واکنش شما در مرحله قبل موثر نباشد، می توانید با ارائه یک توبیخ ملایم نسبت به مواضع خود شفاف تر باشید. به نقل از دکتر راس در موقعیت هایی که با یک دروغ اغراق آمیز و خارق العاده روبرو هستید، به آن یک برچسب زده و آن را “داستان بلند” بنامید. پس وقتی کودک شما شروع به گفتن چنین داستانی می کند، یکی از والدین به آرامی می گوید: ” اهم، این بنظر یک داستان بلند میاد. چرا دوباره تلاش نمی کنی به من بگی واقعا چه اتفاقی افتاده؟”

درواقع این واکنش به رفتار اشاره داشته و کودک را تشویق به تلاش مجدد می کند.

دروغ های سطح 3

اما اگر موضوع جدی تر باشد، مانند اینکه بچه های بزرگتر در مورد جایی که بوده اند یا اینکه تکالیف خود را انجام نداده اند دروغ بگویند، والدین بهتر است به دنبال روبرو کردن آن ها با پیامد عملشان باشند. کودک باید متوجه شود که این نوع دروغ عواقبی خواهد داشت و نمی شود از روی آن به سادگی عبور کرد.

مانند همه پیامدهای رفتاری، دکتر راس توصیه می کند که پیامدهای رفتاری دروغ گویی نیز “کوتاه مدت، در لحظه، و متناسب” باشند.به طوری که کودک فرصت آن را داشته باشد که دوباره رفتارهای درست را جایگزین کند. به عنوان مثال محرومیت از گوشی همراه به مدت یک ساعت یا مجبور شدن به انجام یکی از کارهای روزمره خانه.

همچنین بسته به شدت و بزرگی دروغ، بایستی بازپرداختی متناسب در مورد آنچه دروغ گفته شده در نظر گرفت.

اگر کودکی گفته باشد که در تمام ط.ل هفته هیچ تکلیفی نداشته و سپس والدین متوجه شوند که برای هر روز تکلیفی وجود داشته، باید یک نوع پیامد برای دروغگویی اعمال شده و همچنین کودک تمام تکالیف عقب افتاده را انجام دهد.

یا اگر کودک دیگری را کتک زده و در مورد آن دروغ گفته باشد، هم کتک زدن و هم دروغ گفتن عواقبی دارد. به عنوان مثال در مورد کتک زدن توصیه ما این است که از فرزند خود بخواهید برای کودک دیگری که کتکش زده یک نامه عذرخواهی بنویسد.

راه هایی برای پیشگیری از دروغ گفتن کودکان

در وهله اول آن ها را متوجه این موضوع کنید که گفتن حقیقت عواقب مسئله را کاهش می دهد.

به عنوان مثال شرایطی را در نظر بگیرید که در یک مهمانی فرزند شما سیگار کشیده و یا الکل نوشیده باشد. با شما تماس می گیرند تا دنبالشان بروید. در این شرایط آن ها می دانند که کشیدن سیگار یا نوشیدن الکل عواقبی دارد. بنابراین تعادل سختی بین گفتگوی باز و سازنده و همچنین تعیین محدودیت های مناسب در صورت لزوم وجود دارد. این وضعیتی است که دروغ گفتن برای کودکان آسان تر است. در حالی که والدین در حال برنامه ریزی برای روبرو کردن آن ها با عواقب کارشان هستند. پس بهتر است در قدم اول آن ها را به خاطر گفتن حقیقت تحسین کنید و به آن ها بگویید که این کار باعث اعتماد بیشتر شما می شود. از طرفی به خاطر اینکه روراست بوده اند، عواقب کارشان کاهش می یابد. به عنوان مثال اگر قرار بود یک هفته بدون گوشی باشند، با این کار فقط یک روز محروم از گوشی خواهند بود.

نکته مهم این است که کودکان و نوجوانان نباید فکر کنند که عواقب کارشان قابل مذاکره است. گاهی اوقات آن ها می گویند: “اما من که حقیقت را به شما گفتم” و در ادامه اضافه می کنند که ” این فقط باعث می شود که دیگر هرگز حقیقت را نگویم”. والدین نباید در این مرحله تسلیم شوند.

تکنیک بررسی حقیقت

فرض کنید معلمی به والدین گفته که فرزندشان تکالیفش را انجام نداده است. در چنین شرایطی والدین ابتدا بایستی به فرزنشان فرصتی بدهند تا حقیقت را بگوید. ” من به تو 10 دقیقه فرصت می دهم و بعد برمی گردم. اگر نظرت تغییر کرد و خواستی جواب دیگه ای به من بدی اشکالی نداره، این فقط یه بررسی دوباره حقیقته”.

به این ترتیب اگر کودک به دلیل ترس از عواقب کار یا به دلیل اینکه نمی خواهد والدینش را ناامید کند پاسخ درستی نداده باشد، این فرصت و شانس را دارد که واقعا به این فکر کند که آیا می خواهد به دروغش ادامه دهد یا نه. بدون اینکه تهمتی به او زده شده باشد.

البته دکتر بردی خاطر نشان می کند که این روش برای کودکی که به طور مزمن دروغ می گوید مناسب نیست.

از روش مقدمه چینی استفاده کنید

برای پیشگیری از دروغ گویی فرزندتان ابتدا مقدمه چینی کنید و به او نشان دهید که انتظار بهترین عملکرد را ندارید. دکتر بردی خاطر نشان می کند برای راست گویی بیشتر کودکان، والدین می توانند از یادآوری اینکه آن ها انتظار کمال ندارند شروع کنند. به عنوان مثال: ” می خواهم از تو سوالی بپرسم و شاید تو جوابی بدهی که باب میل من نباشد. اما فراموش نکن که تو مساوی رفتارت نیستی و برای هرچی هم که باشه تو برای من باارزشی. من تو را دوست دارم و می دانم که مردم گاهی اوقات اشتباه می کنند. بنابراین از تو می خواهم به سوال من فکر کنی و پاسخی صادقانه به من بدهی”.

دادن فرصت به کودکان برای تفکر در این مورد، می تواند منجر به گفتن به حقیقت شود.

به کودکان adhd زمان بیشتری برای فکر کردن بدهید

دکتر بردی در مورد کودکان adhd می گوید: کودکان بیش فعال بیشتر از سایر کودکان مستعد پاسخ های تکانشی هستند؛ پاسخ هایی که ظاهر دروغ مانند دارند. آن ها به فرصت بیشتری نیاز دارند تا قبل از صحبت کردن درباره مسائل فکر کنند. تکانشگری هم در خانه و هم در مدرسه می تواند دردسر ساز باشد. زمانی که معلم از کودک می پرسد که آیا یک تکلیف را تمام کرده است و کودک بدون اینکه حتی به برگه اش نگاه کند پاسخ مثبت می دهد، آن وقت است که باید به او یاد داد که سرعتش را کم و کارش را بررسی کند.

نبایدهای والدین دربرابر دروغگویی کودکان

هرگز کودک را به گوشه نکشید!

بردن کودک به گوشه دیوار (یا محلی که برای او یادآور اعترافات است) او را وادار به دروغ گفتن می کند. دکتر بردی توصیه می کند که اگر والدین داستان واقعی را می دانند، بایستی مستقیما به سراغ موضوع رفته و درباره آن بحث کنند. درواقع به جای اینکه از کودک بپرسید آیا تکالیفش را انجام نداده است، فقط بهتر است بگویید: “می دانم که تو تکالیفت را انجام نداده ای. بیا در مورد اینکه چرا این کار خوب نیست باهم صحبت کنیم”.

به فرزندتان برچسب دروغگو نزنید

دروغگو خواندن کودک اشتباه بزرگی است. زخم و آثار مخربی که از این برچسب برجای می ماند بزرگتر و مهم تر از پرداختن به چیزی است که در وهله اول در مورد آن دروغ گفته شده است. این باعث می شود که کودک با خودش فکر کند: “مامان من را باور نمی کند”. و حاصل این فکر احساس بسیار بدی است که آن ها نسبت به خودشان پیدا کرده و چه بسا زنجیره دروغگویی را تداوم بخشد.

بنظر شما چرا کودکان دروغ می گویند؟

والدین در برابر دروغگویی کودکان چه برخوردی می توانند داشته باشند؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *